« نامه 2 | Main | aks »

نامۀ 3

سلام. امیدوارم که حال همۀ شما خوب خوب خوب باشه. امروز شاید اولین روزی باشد که احساس می کنم بالاخره به " خانم بوینوس آیرس" ( منظورم این شهر است) عادت کرده ام. در ضمن یک عالمه بریده جراید و یادداشت و خرت پرت با خودم به کتابخانه آورده ام و می خواهم کمی برایتان دربارۀ چیزهای جدیدی که در چند هفتۀ اخیر دیده ام و یاد گرفته ام، بنویسم.

argentine flag.jpg


من عاشق رستوران ها، دیسکو ها و رقص تانگو هستم. ولی راستش را بخواهید مهمترین دلیل علاقۀ من تاریخ معاصر آرژانتین (دیگر کشورهای آمریکای جنوبی) است. شکی نیست که جنگ سرد و دعوای میان کمونسیم و کپیتالیزم، در خانۀ کشورهای آمریکای جنوبی از جمله آرژانتین را زده است. آرژانتینی ها ی قصه های زیادی برای گفتن دارند. قصه های آنها دربارۀ پرون، کودتای هولناک سال 1976، سال های اختناق و وحشت سیاسی و اجتماعی، بازگشت دموکراسی در سال 1983 و بی ثباتی شگفت انگیز وضعیت اقتصادی کشور عزیز دردانه شان برای گفتن دارند. آن ها به راستی کشورشان را می پرستند و به خصوص اهالی بوینوس آیرس عاشق حرف زدن دربارۀ ریشه های اروپاییشان هستند. بسیاری از اهالی بوینوس آیرس معتقدند که آرژانتین و به خصوص شهر بوینوس آیرس از نظر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی (تا پیش ازسقوط اقتضادی آرژانتین در سال 2001) و آزادی بیان بر ایالات متحدۀ آمریکا برتری دارد.

باید اعتراف کنم که با توجه به احساس و نظرات نسبتا منفی آرژانتینی ها نسبت به سیاست و فرهنگ آمریکا، اقامت در شهر بوینو آیرس به همراه یک گروه از دوستان و دانشجویان آمریکایی، برای من تجربه ای بسیار تازه، جالب و نه چندان آسان است. نمی دانم احساسم را راجع به این موضوع چگونه بیان کنم… با اینکه دوستان آمریکایی من روزانه جوک ها و متلک های گوناگونی دربارۀ آمریکا می شنوند، به طور کلی اینجا مردم با آمریکایی ها به خوبی برخورد می کنند. اما دراین چند هفتۀ اخیر من به عنوان یک ایرانی که در آمریکا زندگی می کند و حالا برای تحصیل به آرژانتین آمده، تجربه ای کم و بیش متفاوت از دوستان آمریکایی ام داشته ام. خیلی وقت ها تا به آدم ها می گویم که ایرانی هستم، با اینکه چیز زیادی دربارۀ ایران نمی دانند، فوری فکر می کنند که یک جفت گوش گیر آورده اند تا هر چیزی که دلشان می خواهد راجع به آمریکا بگویند. من از اینکه اینکه آنها مخالف سیاست های داخلی و بین المللی آمریکا هستند، ناراحت نمی شوم. ولی تا به حال چندین بارنحوۀ حرف زدن آنها دربارۀ مردم آمریکا من را رنجانده است. خیلی ها اینجا به من گفته اند که فکر می کنند آمریکایی ها بسیار پولدار هستند، عاشق تفنگ هستند، احمق هستند، بی فرهنگ و چاق هستند و جوان های آمریکایی لوس و مسخره هستند. این حرف ها از چند جهت من را آزرده می کند. اول اینکه من 4 سال است که در آمریکا زندگی می کنم و بسیاری از دوستان و استادان من آمریکایی هستند. آمریکا هم مثل همه جای دیگر دنیا ( و بیشتر از جاهای دیگر دنیا) پر از تنوع است. من دوستان آمریکایی دارم که فقیر هستند و خودشان باید خرج تحصیلشان را بدهند، دوستانی دارم که بیشتر از من راجع به ایران و خاورمیانه می دانند، دوستانی دارم که اینقدر به فرهنگ ها، ادیان و مردم مناطق دیگر دنیا احترام می گذارند که آدم را کلافه می کنند. درست است که در میان مردم آمریکا، افراد زیادی هستند که دانش اندکی دربارۀ نقاط دیگر جهان دارند، ولی این برای محکوم کردن یک ملت کافی نیست! اینها را به قصد بدگویی از ملت آرژانتین نمی گویم. من یقین دارم که خیلی از مردم دنیا از روی سیاست های آمریکا دربارۀ مردم آمریکا قضاوت های منفی می کنند. ولی این گونه قضاوت ها من را یاد موقعیت خودم و ملیون ها مهاجر ایرانی دیگر در دنیا می اندازد. در همان آمریکا، خیلی وقت ها تا می گویی "ایران"، مردم به دنبال روبنده و نقابت می گردند. به نظر من این خیلی دردناک است که تصمیمات سیاستمداران، مردم یک کشور را برای جهانیان تعریف می کند. کاشکی همۀ آدم های دنیا می توانستند به همه جای این کرۀ خاکی سفر کنند و این گونه قضاوت های کلی و عمومی از روی زمین ریشه کن می شد…

بگذریم. من خیلی خوابم گرفته. میرم با دوستم قهوۀ غلیظ می خرم و برمی گردم وبازم براتون دربارۀ آرژانتین می نویسم. زود برمی گردم.

Post a comment