" /> آزاده پورزند: January 2006 Archives

Main | February 2006 »

January 16, 2006

دکتر مارتین لوتر کینگ، جونیور

king1.gif


سالهاست در آمربکا سومین دوشنبه ماه ژانویه به احترام دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور،تعطیل ملی اعلام شده است. با وجود اینکه مارتین لوتر کینگ به عنوان یک رهبر فقیه ملی آمریکا بسیار شناخته شده و محترم است، بسیاری از صاحب نظران تاریخ آمریکا از شهرت کلیشه ای مارتین لوتر کینگ انتقاد می کنند. به نظر برخی از این منتقدین از شهرت کینگ در آمریکا سو استفاده شده است و به جای اینکه آرزوهای او و فعالیت هایش به عنوان یک رهبر دلسوز حقوق مدنی ترویج شود، از او تصویری کلیشه ای سرشار از فراموشی و نسیان ناشی از گذشت زمان، ارایه می شود. بسیاری معتقدند که اگر امروز مارتین لوتر کینگ قدرت سخن گفتن داشت، تا به حال علیه شهرت کنونی خود قیام کرده بود.

در این زمینه یک شاعر بنام آفریقایی- آمریکایی، کارل وندل شعری پر معنا سروده است که من قسمتی از آن را برای این مطلب ترجمه کرده ام:


اکنون که او در امنیت مرده است
بیایید تا او را ستایش کنیم
مقبره هایی برای تقدیس شکوه او بسازیم
سرودها و شعرهای زیبا برایش بخوانیم
از انسان های مرده
می توان رهبرانی بی دردسر ساخت، آنها
نمی توانند برخیزند
تا بر علیه تصویرهایی
که ما از زندگی آنها می سازیم ، قیام کنند
و به علاوه، هرچه باشد
ساختن مقبره از
ساختن جهانی بهتر بسی سهل تر است.

***

مارتین لوتر کینگ در روز 15 ژانویه 1929 در شهر آتلانتا، جورجیا به دنیا آمد. در دوران دبستان و دبیرستان او بسیار درس خوان و موفق بود و به همین خاطر توانست در سن 15 سالگی در مورهس کالج شروع به تحصیل کند. پس از فارغ التحصیلی از این کالج در رشته جامعه شناسی، مارتین لوتر کینگ در مدرسه علوم دینی کروزر در پنسیلوانیا مشغول به تحصیل شد. سپس در سال 1955 مدرک دکترای خود را از دانشگاه بوستن گرفت. در شهر بوستون با خانم جوانی به نام کرتا اسکات که بسیار روشنفکر و هنرمند بود، آشنا شد و ازدواج کرد. مارتین لوتر و کرتا صاحب دو دختر و دو پسر شدند.

پس از قبول چند مقام کلیسای در مونتگامری، آلاباما، و عضویت در کمیته ملی برای پیشرفت نژادهای غیر از نژاد سفید در آمریکا، مارتین لوتر کینگ به عنوان یک فعال در زمینه حقوق مدنی شناخته شد. وی سپس رهبری نخستین تظاهرات صلح آمیز در سال 1955 و همچنین تحریم اتوبوس ها را بر عهده گرفت. در آن زمان سوار شدن افراد نژاد سیاه در جلوی اتوبوس ها، غیر قانونی بود و به همین خاطر سر انجام تحریم اتوبوس ها به رهبری مارتین لوتر کینگ صورت گرفت. در طی این بایکوت که 382 روز طول کشید، مارتین لوتر کینگ دستگیر شد و خانه اش درپی یک انفجار به آتش کشیده شد. اما در همین زمان او به عنوان یک رهبرمدنی جنبش تبعیض نژادی علیه نژاد سیاه شناخته شد.

در سال 1957 مارتین لوتر کینگ به عنوان رییس کنفراس جنوبی رهبری مسیحی انتخاب شد. این کنفرانس برای ادامه فعالیت های مدنی غیر خشونت آمیز مطابق با اصول مسیحیت و روش های صلح آمیز گاندی، تشکیل شد. در مدت 11 سال( 1968-1957) کینگ به نقاط مختلف آمریکا سفر کرد و در بیش از 2500 تظاهرات، نشست ها و کنفرانس های گوناگون در مورد مسایل مربوط به حقوق مدنی و نژاد سیاه شرکت نمود. در این مدت زمانی، او همچنین 5 کتاب و مقاله های بسیاری نوشت.

در همین سال ها، تظاهرات گسترده ای در برمینگهم، آلاباما، به رهبری کینگ صورت گرفت. دراین تظاهرات که توجه جهانیان را به خود جلب کرد، کینگ مانیفستوی انقلاب سیاه را مطرح کرد. هدف از این تظاهرات در واقع به منظور اعتراض به عدم حق رای افراد نژاد سیاه بود. در پی این تظاهرات، راهپیمایی صلح آمیزی در واشنگتن دی سی طرح ریزی شد که در آن 250،000 نفر شرکت کردند. در این راهپیمایی، دکتر مارتین لوتر کینگ جونیر، متن مشهور "من رویایی در سر دارم" را برای جمعیت حاضر خواند.

مارتین لوتر کینگ به دفعات دستگیر شد. اما این دستگیری ها به شهرت ملی و جهانی او لطمه ای نزد. او در سن 35 سالگی جوانترین فردی بود که موفق به اخذ جایزه صلح نوبل شد. وی در مراسم اعطای جایزه صلح نوبل، قسمت مالی این جایزه را که در آن زمان مبلغ 54،123 هزار دلار بود، به جنبش حقوق مدنی آمریکا اعطا کرد.

سر انجام مارتین لوتر کینگ، درچهارم آوریل سال 1968 در حین سخنرانی در ممفیس، تنسی برای کارگران رفتگر که در یک راهپیمایی صلح جویانه شرکت کرده بودند ، ترور شد و در گذشت.

برای نوشتن این مطلب کوتاه، از این منابع استفاده کردم:

Beyond Amnesia: Martin Luther King, Jr., and the Future of America
Vincent Gordon Harding
The Journal of American History, Vol. 74, No. 2. (Sep., 1987), pp. 468-476

http://nobelprize.org/peace/laureates/1964/king-bio.html

January 11, 2006

کمیته های حقیقت یاب(1)

یکی ازکلاس هایی که من پارسال در دانشگاه برداشته بودم، راجع به کمیته های حقیقت یاب بود که در آمریکای لاتین در دهۀ 80 و 90 به وجود آمدند. خیلی کلاس جالبی بود. البته بعضی از جلسات آن که راجع به جنایت ها و روش های شکنجه در پی کودتاهای کشورهایی مثل شیلی و آرژانتین بود، من را به شدت منقلب و غمگین می کرد. خیلی وقت ها من را به یاد داستان های سیاسی تاریخی و معاصر ایران خودمان می انداخت.

من و استاد این کلاس که کلی با هم دوست شده بودیم، گاهی می رفتیم به رستوران و برای یکی دو ساعتی راجع به شباهت ها و تفاوت های ایران با کشورهای آمریکای لاتین حرف می زدیم. کار به جایی رسیده بود که من یک شب خواب دیدم که یک کمیتۀ حقیقت یاب ملی در ایران به وجود آمده! طفلکی آزاده، خل شده بود!

خصوصیت مهم کمیته های حقیقت یاب، به نظر من این است که هم از کینه ورزی و انتقام جویی جلوگیری می کنند و هم می کوشند تا از نقض بیشتر حقوق بشرو ادامۀ خشونت ورزی پیشگیری کنند.

من امشب تعریفی کوتاه از این کمیته ها از متن انگلیسی "موسسۀ صلح آمریکا" را ترجمه کردم و در چند روز آینده شرح کوتاهی از چگونگی تاسیس و طرز کار آنها در کشورهای مختلف را ترجمه می کنم.

در ضمن شرح انگلیسی این کمیته ها را می توانید در قسمت انگلیسی وبلاگ مامانم پیدا کنید.


کمیته های حقیفت یاب

پیشینه:

کمیته های حقیقت یاب معمولا برای تحقیق و تهیه گزارش دربارۀ مسایل مربوط به نقض حقوق بشر در یک مقطع زمانی و کشور مشخص و یا در رابطه با یک رویداد خاص تشکیل می شوند. این کمیته ها به قربانیان و نزدیکانشان مجال می دهند تا در فضایی رسمی با مجریان نقض حقوق بشربه بحث و گفتگو بنشینند. در بیشتر موارد کمیته های حقیقت یاب همچنین وظیفه دارند تا با ارایه نظرات پیشنهادی از نقض حقوق بشر در آینده جلوگیری کنند. این قبیل کمیته ها توسط مقامات سطح بالا پایه ریزی و از سوی دولت ها، سازمان های بین المللی و یا هردو حمایت می شوند.

کمیته های حقیقت یاب تنها برای مدت محدودی تشکیل می شوند و اختیارات مشخصی دارند. این کمیته ها دارای نظم سازمانی هستند و روند اداری خاصی دارند. هدف از تشکیل چنین کمیته هایی، تهیه وانتشار گزارشی کامل که دربرگیرندۀ نتایج به دست آمده از تحقیقات است می باشد و دراین گزارش نظرات پیشنهادی لحاظ می شود. کمیته های حقیقت یاب، در واقح به امید خاتمه دادن به موارد نقض حقوق بشر و بازگویی رویدادهای خشونت آمیز در گذشته، تشکیل می شوند. همچنین آشتی ملی ، تقویت یک نظم سیاسی جدید و یا ترویج سیاست های خردمندانۀ جدید از جمله دیگر اهداف این کمیته ها است.

در بعضی موارد کمیته های کوچکتری برای تحقیق در مورد جزییات رویدادهای مختلف که در مدت زمان بسیار محدود، در مکانی خاص و با دخالت و درگیری افرادی معین اتفاق افتاده است، تشکیل می شوند. طرز کار و اهداف این کمیته ها شباهت های بسیاری به کمیته های حقیقت یاب دارد. به جز کمیته های تحقیق، چندین تفحص سازمان یافتۀ غیر دولتی مربوط به مسایل حقوق بشر، در دوران انتقالی حکومت ها ،نقش مشابهی با کمیته های حقیقت یاب بر عهده داشته اند.

January 08, 2006

سلام به روی ماهتون!

میگم تولد 21 سالگی هم برای خودش عالمی داره. دیشب یه جوری بود همه چیزهای دور و برم. تار و صا مت. شیرین و تلخ ! مثل اینکه 20 سالگی روی لبۀ نوجوانی بود. و دیشب من از روی سرسره ای ازدنیای پر از رویا و قصه های شبانه سر خوردم و به سرزمین پر پیچ و خم آنهایی که دیگه واقعا آدم بزرگ هستند وارد شدم.

دیشب عمو زنجیرباف آمده بود به اتاقم توی دانشگاه و می خواست زنجیری را که در دوران کودکی نوجوانی برایم بافته بود و دور کوه انداخته بود از من پس بگیرد. از او اصرار بود و از من انکار.

مامانم که برای تدریس یک کلاس برای مدت کوتاهی به دانشگاه من آمده است، دیشب در رستوران برای چند ساعتی کنارم نشست و تولد دختر 21 ساله اش را جشن گرفت. بابا سه بار از ایران زنگ زد و گریه کنان تولدم را تبریک گفت.

اما من به ندرت صدای آدم های اطرافم را می شنیدم. فقط خودم را می دیدم و صدای بلند افکار پراکندۀ خودم را می شنیدم. به خودم نگاه می کردم که چقدر شبیه آدم بزرگ ها شده ام. یک عالمه کتاب قانون و اخلاق فردی، اجتماعی و رویۀ سیاسی جلوی راهم سبز شده بود. یک عالمه حرف ناگفته و یک دنیای پر از امکانات و رقابت در پیش رو!

خلاصه 21 ساله ها، آدم بزرگ ها من هم با کوله باری پر از امید و آرزو به جمع پر از هیاهوی شما پیوسته ام.

fixed.jpg